نقل قول و ضرب‌المثل‌هائی از وودی آلن.


بعضی از مردم به این دلیل فقیر باقی می‎مانند، زیرا تمام سعی‎شان را به کار می‎برند تا بعنوان آدم ثروتمندی به حساب آیند.
***
زن زندگی را پیدا کردن قشنگ است، اما شناختن چند زن بیشتر قشنگ‎تر است.
***
راستی چطور آدم می‎تواند چهل سال متأهل باقی بماند؟ به نظر می‎رسد این کار معجزه‎ای بالاتر از دو نیم شدن دریای سرخ باشد، گرچه پدر ساده من این کار را مهم‎‎تر می‎داند.
***
راز مؤفقیت؟ از دیگران متفاوت بودن.
***
و من از خودم پرسیدم، آیا خاطره چیزی‎ست که آدم دارد، یا چیزی‎ست که آن را از دست داده است ...
***
مطمئن‎ترین تفاوت بین برنامه‎های تلویزیون‎های مختلف هنوز هم گزارش وضع آب و هواست.
***
من نمی‎خواهم در شهری زندگی کنم که تنها دستاورد فرهنگی‎اش این باشد که بشود وقت قرمز بودن چراغ راهنما به سمت چپ پیچید.
***
خودارضائی یعنی سکس با کسی که آدم واقعاً دوست دارد.
***
من به روانشناسم هنوز یک سال وقت می‎دهم و بعد به Lourdes سفر خواهم کرد.
***
عکس‎العمل‎هایم خیلی ناجورند. یک بار ماشینی زیرم گرفت که پنچر بود و دو نفر آن را هل می‎دادند.
***
من او را خیلی خوب می‎توانم به یاد آورم. او کوچک‎ترین پسر کلاس بود. و او خیلی مهربان بود، اما در برابر هیچ قدرتی سر خم نمی‎کرد. من هنوز می‎دانم که او یک بار یک خودنویس دزدیده بود. من نمی‎خواستم او را افشا کنم، بنابراین در حضور همکلاسی‎ها گفتم: حالا ما همگی چشم‎هایمان را می‎بندیم، و کسیکه خودنویس را برداشته است باید آن را پس بدهد. در حالی که ما همگی با چشمان بسته نشسته بودیم، او خودنویس را پس داد، اما موقعیت را مناسب دید و تمام دخترها را دستمالی کرد. 
***
حقیقت این است که هرگز در جهان مردم قابل توجه زیادی وجود نداشته است. اکثر مردم فقط به کسی که اتفاقی کنارشان ایستاده است تکیه می‎دهند ــ و می‎پرسند چه باید بکنند.
***
تو نمی‎توانی با یک نشیمنگاه سوار بر دو اسب شوی.
***
انسان از دو نیمه تشکیل شده است ــ از مغز و بدن. بدن اما لذت بیشتری می‎برد.
***
من از مرگ وحشتی ندارم. فقط مایل نیستم وقتی که اتفاق می‎افتد حضور داشته باشم.
***
انسان تنها با نان زندگی نمی‎کند. بعد از مدتی احتیاج به یک نوشیدنی هم دارد.
***
انسان‎هائی که می‎خواهند از کار جهان سر دربیاورند باعث تعجبم می‎گردند، در حالیکه راه خود را در Chinatown پیدا کردن بقدر کافی دشوار است.
***
من در یک دوره تُندخوانی شرکت کردم و حالا قادرم <جنگ وصلح> را در بیست دقیقه بخوانم. کتاب نوشته‎ای مربوط به روسیه است.
***
من به آینده خیلی فکر می‎کنم، زیرا محلی‎ست که بقیه زندگیم را در آن خواهم گذراند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر