قرائت در چند دقیقه.(17)


این زمان نه بدتر و نه بهتر از زمان‎های دیگر است. این زمان یک آسمان است برای آنهائی که هدف‎ها و ایده‎آل‎هایشان را از آن نصیب می‎برند، و جهنمی‎ست برای کسانیکه در برابرشان مقاومت می‎کنند. حالا اگر شاعر بخواهد به اصل و خواهش درونی‎اش وفادار بماند نه اجازه دارد خود را مستِ از کامیابی‎هایِ جهان زندگیِ تحت تسلط صنعت و تشکیلاتِ مرتبط به آن تسلیم گرداند و نه به جهان مستدل فکری‎ای که کم و بیش بر دانشگاه‎های ما مسلط است. بلکه از آنجائیکه تکلیف و رسالت شاعر تنها این است که خدمتگذار، پهلوان و وکیل روح باشدْ بنابراین او خود را در این مقطع زمانی جهان امروز محکوم به یک گوشه‎گیری و رنجی که تحملش کار هر کس نمی‎باشد می‎بیند... از این روست که ما می‎بینیم اکثریت شاعران امروزی (شماره‎شان در هر صورت اندک است) به نحوی خود را با زمان و روح آن وفق می‎دهند و اتفاقاً این نوع شاعران هستنند که بزرگ‎ترین کامیابی‎های سطحی نصیب‎شان می‎گردد. دیگر شاعران باز لال می‎شوند و در فضای بی‎هوای این جهنم در سکوت نابود می‎گردند.
***
ما نویسندگانی که یأس‎شان در ارتباط با زمانه‎مان و ترس‎شان در مقابل هرج و مرج حقیقی‎ست کم نداریم، کمبود ما نویسندگانی‎ست که عشق و ایمان‎شان کفایت کند تا خود را در این هرج و مرج نگاه دارند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر