فال‎بین.



برخیز ز خواب تا شرابی بخوریم
زان پیش که از زمانه تابی بخوریم
کاین چرخ ستیزه روی ناگه روزی
چندان ندهد زمان که آبی بخوریم. (خیام)

تو خود را عوض نمی‎کنی، تو همان می‎مانی که بودی، اما افکارت تکامل می‎یابند، یا بهتر است گفته شود که افکارت تغییر می‎کنند، گاهی رو به سمت بالا و گاهی رو به سوی زمین می‎روند. تو اما همیشه همان می‎مانی که بودی، و دانستن این تو را آنقدر بالا پائین می‎برد تا اینکه از خود بپرسی: بالا و پائین یعنی چه؟
بعد آب دریا به دو بخش می‎گردد و تو می‎مانی و پرسشی بی‌پاسخ. نگاهت اول به این سو و آن سوی خالی از آب می‎گردد و بعد درخواهی یافت که پائین و بالا چیزی‎ست بی سر و ته و مشکلی با آن حل نمی‎گردد!
در این هنگام تو خود را آن سوی آب می‎یابی، تو خود را عوض نکرده‎ای، تو همان مانده‎ای که بودی، اما دریا بی‌میان گشته و افکارت را سوار بر موجی ساخته و برای تکامل دادن‎شان با خود برده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر