فلسفیدن‌های یواشکی.

گاهی وقتی ذهنم فلسفه‎بازیش می‎گیرد از خودم می‎پرسم: "خب، بعد چه خواهد شد؟" و سپس هرچه تلاش می‎کنم تصویری از «بعد» تجسم کنم کامیاب نمی‎گردم!
***
یک کمونیست وطنی در غربت مسیحی شده بود، بجای پرداخت مالیات به دولت به دنبال کشیشی می‎گشت که کمتر طلب خمس و زکات کند!
***
می‎پرسم حالا چرا صیغه دو ساعته و نه 24 ساعته!؟
در حالیکه برای داخل شدن به آپارتمان عجله داشتند همصدا می‎گویند: 24 ساعت خیلی طولانیه، ترسیدیم بتونیم در این مدت به هم خیانت کنیم!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر