خانم (ت).

شباهت عجیب خانم (ت) با رومی اشنایدر باعث حیرت و تحسینم شده بود. آرایش موهایش، رنگ چشمان و شکل بینی و لب‎هایش کاملاً به آن هنرپیشه زیبا شباهت داشت. به اندازه‎ای این شباهت و حالت معصومانه چهره خانم (ت) مرا مجذوب ساخته بود که ابتدا پس از چند لحظه تازه متوجه شدم خانم (ت) بر روی ویلچر نشسته است.
خانم (ت) هفتاد و پنج ساله است و تا یک سال و نیم پیش که هنوز توانا به رفتن با کمک رولاتور بود در آپارتمانی زندگی می‎کرده که بیست و سه سال تمام در آن ساکن بود.
آپارتمان فعلی خانم (ت) تمیز و مرتب است و من در دلم به سلیقه‎اش آفرین گفتم.
خانم (ت) را باید برای ژیمناستیک در آب با اتوبوس و تراموا به استخر معلولین می‎بردم.
گرمای هوای امروز در ساعت دو بعد از ظهر به سی درجه رسیده بود. وقتی به خیابان وارد شدیم از درخشش چشمان خانم (ت) حدس زدم که هوای آفتابی امروز برعکس بسیاری از مردم دیگر برایش مطلوب است. بنابراین از او پرسیدم آیا مایل است اتوبوس را از برنامه حذف کنیم؟ خانم (ت) بی‎نهایت از این پیشنهاد خوشحال گشت و با صدای ملیحش پاسخ داد: آره، دردسرش کمتره!
تا ایستگاه تراموا بیست دقیقه راه بود، من به علت نگرانی بخاطر سلامتی خانم (ت) از او سؤال کردم آیا گرما و نور خورشید ناراحتش نمی‎کند و مایل نیست از سمت دیگر خیابان برویم؟
خانم (ت) که سیگارکش قهاری‎ست، اول پاکت سیگارش را از کیف درمی‎آورد سیگاری روشن می‎کند و می‎گوید: بعد از چنین آفتابی آب سرد استخر می‎چسبه!
پیراهن کارم از تابش داغ خورشید و نیروئی که برای به جلو راندن ویلچر به کار می‎بردم رودهای باریکی از عرق بر اندامم جاری می‎ساخت و بادی که هر از گاهی آرام و بی حال می‎وزید پیراهن کار مرطوبم را خنک می‎کرد و به من برای به پیش راندن ویلچر نیروی تازه‎ای می‎بخشید.
اتاقک‎های رختکن 2 در 3 متری معلولین شامل توالت، دوش و کمد بود و محل کافی برای پارک کردن ویلچر.
از اینکه در سرزمینی زندگی می‎کنم که در آن برای مسئولان و مردم رفاه افراد معلول مهم است و برای استفاده این قبیل افراد، بخصوص ویلچرنشینان از مواهب اجتماعی و شرکت آنها در زندگی روزمره می‎کوشند خرسند گشتم و خستگیم کاهش یافت. 
معاشرت با افراد معلول بر رضایت انسان از خویش و از زندگی می‎افزاید و خدمت به افراد معلول معرفت را افزایش می‎دهد و خستگی کار خوابی راحت در شب و تیزهوشی به ارمغان می‎آورد! برای مثال من حالا می‎دانم که فرق حمل انسان توسط ریکشا در هند و رساندن انسان به مقصد با ویلچر در کشیدن و هل دادن است و بس.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر